به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، کلاسهای «شاهنامهخوانی» با تدریس یوسفعلی میرشکاک، امروز، ۵ اردیبهشت ماه، ساعت ۱۷ به همت دفتر پاسداشت زبان فارسی در سالن سلمان هراتی برگزار شد.
این کلاسها پس از وقفهای که به دلیل «جنگ رمضان» و حمله رژیم صهیونیستی-آمریکایی به ایران عزیز ایجاد شده بود، از سر گرفته شد.
در ابتدای این جلسه، یوسفعلی میرشکاک شهادت «سید قائد» و کودکان میناب و نیز تمام مشاهیر و شهدای جنگ رمضان را تسلیت گفت و عنوان کرد: ما باید فردوسیواری پیش برویم و در برابر اشرار اپستین مقاومت کنیم؛ پیروزی با ماست.
میرشکاک در ادامه به داستان سیاوش اشاره کرد و گفت: سیاوش در ۸–۹ سالگی زیر نظر رستم، زال، رودابه و زواره تربیت میشود، اما او را از فرهنگ مدار ایران خارج کرده و شخصیتی گرشاسبی از او میسازند. سیاوش از سودابه میترسد، چرا که سودابه نه از روی عشق، بلکه برای تأمین جایگاه خود در آینده، خواهان جلب نظر سیاوش است و درصدد داماد کردن او برمیآید.

وی افزود: فردوسی از مثلثهای متقاطع شخصیتی (کاووس، سودابه و سیاوش) بارها استفاده کرده است. این هنر فردوسی در ایجاد کشمکش و درگیر کردن ذهن مخاطب است. فردوسی بزرگترین حکیم و هنرمند ایرانی است. شعر گفتن دشوار نیست، اما منظومه ساختن آن هم با این شبکه تو در تو، کاری است که فردوسی توانسته انجام دهد.
میرشکاک با تأکید بر اینکه نباید پنداشت شاهنامه به سادگی فهمیده میشود، اظهار کرد: برای فهم سخن فردوسی باید قصهها را در هم ضربدر کرد و حقایق یک داستان را در داستانی دیگر جستوجو کرد.
مدرس کلاسهای شاهنامهخوانی، در ادامه مباحث خود به بررسی خط سیر شهادت از سیاوش تا یزدگرد سوم پرداخت و گفت: از سیاوش که اولین شهید شاهنامه است تا یزدگرد سوم یک خط سیر وجود دارد؛ چهرهای که باید شهید شود، برایش مقدر شده، این سیر را طی میکند و شهید میشود.
وی با اشاره به تفاوت خاندان گرشاسب با خاندان شاهی فریدون مطرح کرد: خاندان گرشاسب، بچههای جمشید در عصر توبه کردنش هستند و مطلقاً ربطی به جمشیدی که ادعای خدایی کرد ندارند. اینها نسل اندر نسل دنبال این بودند که درگذشتگانشان آمرزیده شوند و هرگز قبول نکردند پادشاه شوند، اما از میهن دفاع میکنند.
میرشکاک با بیان اینکه خاندان شاهنشاهی از خاندان گرشاسب میترسند، افزود: تفاوت بینش این دو خاندان را در نبرد رستم و اسفندیار میبینیم که رستم زیر بار زور نمیرود. رستم یکتاپرست است و آیین مهر دارد. خاندان گرشاسب اهل سازش نیستند؛ رستم به منوچهر میگوید «بدین روز گرز من آوردشان».

وی در ادامه به داستان سیاوش اشاره کرد و گفت: سیاوش سخت گرفتار فرنگیز میشود. تمام مشکل سیاوش با افراسیاب از جایی شروع میشود که گرسیوز، برادر حسود و افسونگر افراسیاب، به سراغ او فرستاده میشود.
میرشکاک با مقایسه شاهنامه با ادبیات غرب تأکید کرد: اخیراً «جنگ و صلح» لئو تولستوی را خواندم. غرب در برابر میراث گذشته ما هیچ چیزی ندارد. یونان امروز نه بهرهای از هومر دارد، نه افلاطون و ارسطو. همین آمریکایی که ما ذلیلش کردیم، چهل سال پیش کسی جرأت نداشت با او معارضه کند. جنگی که با او انجام دادیم نشان داد پهلوان پنبه است.
میرشکاک در ادامه خاطرنشان کرد: این مقدار از تفاوت بینش این دو خاندان است. ما میدانیم خاندان شاهی فریدون ناگزیر از اتکا به خاندان گرشاسب هستند، اما اینکه این دو خاندان موازی و هم اندیشه باشند، چنین نیست.

وی در پایان با اشاره به تحولات منطقهای گفت: عرب از سقیفه خودش را ذلیل کرد تا زمانی که حضرت بقیة الله (عج) تشریف بیاورند. کسی که صراط مستقیم امیرالمؤمنین (ع) را رها کند ذلیل میشود. به همین دلیل است که عربها به این ذلت تن میدهند و رئیس جمهور آمریکا میگوید بن سلمان باید ماتحت مرا ببوسد. این ننگ است. اینها طبیعتاً از شیعیان میترسند و ما اینها را در این مدت ترساندهایم.
نظر شما